قصیدههای دوره جاهلی از بارزترین جوهرهی ادبیات غنی آن دوران بود. دورهٔ جاهلیت عرب با وجود عدم وجود نظام مرکزی دولتی در عربستان و نداشتن سیستم نوشتاری، دارای فرهنگ و ادبیات غنی بود. در این دوره، شعر و شاعری در عربستان بسیار ارزشمند بود و شاعران جاهلی به عنوان مهمترین شخصیتهای فرهنگی و اجتماعی شناخته میشدند. موضوعات مختلفی از جمله حیوانات، طبیعت، ملاحم جنگی، حماسهها و حتی اشعار عاشقانه در شعرهای آن دوره مورد بررسی و توجه بود.
شاعران معروف قصیدههای دوره جاهلی شامل شاعرانی چون امرئ القیس، زهیر بن أبي سلمی، أنتر بن شداد، و لبید بن ربیعه میشدند. آثار این شاعران در دیوانها و اشعار تجمیعی به نام “معلقات” ثبت میشد و برخی از این شعرها برجای ماندهاند و به عنوان یکی از مهمترین مآثر ادبی در تاریخ عربستان قبل از اسلام شناخته میشوند.
دورهٔ جاهلیت عرب تأثیرات زیادی بر ادب و فرهنگ اسلامی داشت و برخی از واژگان، مفاهیم و اصول ادبی و ادب الهی اسلامی از این دوره به اسلام منتقل شدند. از این رو، مطالعه و شناخت این دوره میتواند به درک بهتر فرهنگ و شخصیت ادبی مسلمانان در دوران اولیه اسلام کمک کند.
ما 5 نمونه از قصیدههای معروف این دوران را که شاعرانی همچون امرؤالقیس، سموأل، زهیر بن ابی سلما، عروي بن الورد و الشنفری نوشته اند گرد هم آورد ایم و برای دانلود در اختیار شما قرار داده ایم.
امرؤالقیس:
قفا نبك من ذكرى حَبيبٍ وَ مَنْزِلِ – بسِقْطِ اللوى بَيْنَ الدَّخُولِ فَحَوْمَل
يقول: قفا واسعداني وأعيناني على البكاء عند تذكري حبيباً فارقته و منزلاً خرجت عنده، و ذلك المنزل بمنقطع الرمل الملتوي بين الدخول و حومل و توضح والمقراة.
:ترجمه همسفران الحظه ای درنگ کنید تا با یاد یار سفر کرده و سر منزل او بگریم و منزلی که در ریگستان میان «دخول» و «حومل» و «توضح» و «مقراة» قرار دارد و آن را از سرشک دیدگانم سیراب سازم.
زهیر:
أَمِنْ أُمِّ أَوْفَى دِمْنَةٌ لَمْ تَكَلَّم – بِحَوْمَانَةِ الدَّرَّاحِ فالمُتَتَّلم
يقول: أمن منازل الحبيبة المكناة بأم أوفى بهذين الموضعين دمنة لا تجيب عن السؤال. أخرج الكلام في الشك ليدل بذلك على أنه لبعد عهده بالدمنة وفرط تغيرها لم يعرفها معرفة قطع و تحقيق.
ترجمه آیا از منازل یار عزیزم أم اوفی در محلهای حومانة الدراج و متثلم آثاری باقی نمانده است که سخن بگوید منظورش این است که به واسطۀ دوری عهد و دگرگونی آن آثار به طور تحقیق و یقین آثار را نمیشناسد و اوضاع و احوال را به یاد نمی آورد پس گویی که اصلاً آثارش بر پا و باقی نیست.
سموأل:
إذا المرء لم يَدْنَسُ مِنَ اللُّوْم عِرْضُهُ – فكل رداء يرتَدِيهِ جَميل
يقول: إذا لم يتدنّس الرجلُ بإكتساب اللوم و اعتياده فأي مَلْبَسٍ لَبِسَهُ بعد ذلك كان حَسَنًا جميلاً. :ترجمه اگر آدمی با ارتکاب زشتیها و خو گرفتن به آن خود را پلید و خوار ندارد هر لباسی که بر تن کند بر قامت وی زیبا جلوگر ،شود چونکه آبرویش با زشتیها تباه نشده است.
شنفری:
أَقِيمُوا بَنِي أُمِّي صُدورَ مَطِيِّكُمْ – فإِنِّي إلى أَهْلِ سِواكُمْ لأَمْيَلُ
يخاطب الشنفرى قومه فَحَضّهم على السفر و يقول يا أبناء قومي سيروا عنّي و أبعدوا و تهيّوا للسفر أنني مائل إلى قوم سواكم و سبب ميله إلى غير قومه أنه جنّى جناية و أخبرهم بها فأذاعوا سره و خذلوه كما يستفاد من الأبيات الآتية وإنّه قال لهم هذا القول و هُمْ في بلدهم ولا رافقهم في السير. :ترجمه ای قوم من حرکت کنید و پالان شتران را بربندید زیرا که من به قومی غیر از شما علاقه مندم و از دست این قوم خودمن به جان آمده ام.
و …
هنوز بررسیای ثبت نشده است.