دوره عباسی عرب، دورهای تاریخی در تاریخ ادب عربی است که از سال 750 میلادی تا سقوط خلافت عباسی در سال 1258 میلادی به طول انجامید. در این دوره، ادب عربی به اوج شکوفایی خود رسید و بسیاری از شاعران و نویسندگان بزرگ به وجود آمدند. قصیدهها در این دوره یکی از اصلیترین اشکال ادبی بودند و به عنوان نماد ارتقاء ادب عربی شناخته میشوند.
قصیدههای دوره عباسی عرب دارای ویژگیهایی همچون:
تأثیر مذهبی: ادب عربی در دوره عباسی نیز تحت تأثیر مذهب اسلام قرار داشت و موضوعات مذهبی و اخلاقی نیز مورد توجه شاعران بود.
ما 5 نمونه از قصیدههای معروف این دوران را که شاعرانی همچون ابن رومی، ابوالعتاهیه، بحتری، ابوتمام و بشار بن برد نوشته اند گرد هم آورد ایم و برای دانلود در اختیار شما قرار داده ایم.
بحتری:
صُنتُ نَفسى عمّا يُدنّس نفسي، – و تَرَفَعتُ عن جدا كل جبس
يقول: حفظتُ نفسى و نَزَّهْتُها من كل ما يشوبها و يعيبها وتعاليت إباء عن طلب العطاء و النوال من كل ليتم جبان
روان و جان خود را از هرآنچه که پلیدش کند، بدور داشتم و خود را برتر از آن یافتم که صله و بخشش هر پست زدلی را قبول کنم.
ابوتمام:
السيف أصدَقُ أنباء مِنَ الكُتُبِ، – في حَدِّهِ الحَدُّ بين الجد واللعب
يقول: إن المنجمين كانوا يقولون ان عمورية لا يُقدر على فتحها وإن كفّارها سيغلبون المسلمين، فلما فتحها المعتصم وكَذَّبَ الله أقاويلهم قال ابو تمام السيف الصارم المصقول أصدق أخباراً من كتب المنجمين وفي حد السيف فاصل و حاجز بين الجد والهزل.
ترجمه: (اخترشناسان میگفتند که دیار عموریه تسخیر نمیشود و کافران آن بر مسلمانان چیره خواهند شد اما زمانی که معتصم آنجا را بگشود، ابوتمام سرود شمشیر تیز و جلا داده شده راستگوتر از کتابهای اخترشناسان است و لبه تیز و کشنده آن، فـاصـل وتـعـيـن کننده مرز بین شوخی و قاطعیت است.
ابوالعتاهیه:
لِدُوا لِلْموتِ وأبنو الخراب – فك لكموا يصير إلى تبابٍ
يقول: ليس لشيء بقاء في هذه الحياة فَمَن ولد فسوف يموتُ و يفنى و ما بني فسوف يهدم و يُخرَّب، بل كل ما في هذا الكون مصيره إلى الهلاك. :ترجمه در این زندگی هیچ چیزی جاودانگی و دوام ندارد و آنچه به دنیا می آید در نهایت به کام مرگ فرو می رود و آن چه از عمارتها که بسازند دستخوش ویرانی و نابودی میشود بله آنچه در روی گیتی بینی رو به زوال و فنا پیش میرود.
بشار:
أبَا جَعْفَر ماطول عيش بدائم – ولا ســــــــالِمْ عَمّا قليل بِسَالِمِ
يقول: يخاطب المنصور قائلاًله إنَّ الحياة مهما طالَتْ يصير إلى الزوال و إنَّ مَن يتمتع فيها اليوم بالصفو و الأمان والسلامة و السعادة فسيفقد ذلك بعد قليل. ترجمه ای ابا جعفر خوشیها و شادیهای زندگی را بقایی نیست و عمر آدمی هر چند که دراز و قرین با سلامتی و سعادت باشد با گذشت چند صباحی به سر خواهد آمد.
هنوز بررسیای ثبت نشده است.