قصیدههای دوره انحطاط و اندلس از نظر ادبی و هنری بسیار ارزشمند بودند و تأثیرگذاری زیادی در ادب و شعر اسپانیایی و اروپایی به وجود آوردند.
دوره انحطاط عرب به دورهای از تاریخ و ادب عربی اشاره دارد که در آن قصیدهها و اشعاری با موضوعات مختلف، از جمله تغییرات اجتماعی و فرهنگی، انحطاط سیاسی و اقتصادی، تراژدیهای جنگ، و سقوط امپراتوریها نوشته شد. این دوره از حدود قرن هفتم تا قرن هشتم میلادی در امپراتوریهای عربی از جمله اموی، عباسی، و امپراتوریهای مختلف اسلامی دیگر رخ داد.
دوره اندلس، نیز یک دوره مهم در تاریخ و ادب اسپانیا (الآن شهرهای اندلس در اسپانیا) در دوره حکومت اسلامی بود. این دوره از قرون وسطی تا اواخر قرن پانزدهم میلادی وجود داشته است. در این دوره، اندلس تحت حکومت مسلمانان بود و مرکز فرهنگی و علمی مهمی در اروپا بود. ادب اندلس در این دوره تأثیراتی از فرهنگ اسلامی، یهودی، و مسیحی را داشت.
ما 8 نمونه از قصیدههای معروف دوره انحطاط و اندلس را که شاعرانی همچون بوصیری، متنبی، ابن زیدون، ابن فارض، ابوالعلای معری و …. نوشته اند گرد هم آورد ایم و برای دانلود در اختیار شما قرار داده ایم.
متنبّی:
لكل امرىء، من دهره، ما تعودا – و عادة سيف الدولة الطعن في العدى
يقول: كل امرىء يعمل بعادته، وما تعوده و تربّى عليه لا يتكلفه وعادة هذا الممدوح أن يغزو أعداءه ويقتلهم ويطعنهم برمحه. جعله سيفاً و وصفه بالطعن، فكأنه جعله سيفاً ورمحاً. :ترجمه هر کسی در روزگار و زندگی دارای عاداتی است و عادت سیف الدوله جنگ و نیزه زدن به دشمنان است.
بوصیری:
أمِنْ تَذَكُرِ جيرانٍ بذى سَلَم – مَزَجْتَ دَمْعَاً جَرَى مِنْ مُقْلَةٍ بِدَم
آیا زیاد کردن یاران ذی سَلّم – آمیختی تو اشک زدیده روان به دم
ابوفراس حمدانی:
وَهَبْتُ شَبابي و الشبابُ مَضِنَّةٌ – لأبلج من أبناء عمي أروعا
يقول: إني قد منحت شبابي و فتوتي لابن عمّي العظيم سيف الدولة و الشباب يبخل عليه لأنه نفيس.
ترجمه من جوانی و روزگار شادی و سلامتی خویش را در راه پسرعموی بزرگ خویش سیف الدوله سپری کردم در حالی که جوانی نفیس و ارزشمند است و قابل حسادت
ابوالعلای معرّی:
ألا فى سبيل المجدِ ما أنا فاعل – عفاف عفاف و اقدام و خزم و نائل
يقول: ألا إنَّ افعالي كلها واقعة في سبيل المجد و هى و شجاعة و حزم و كرم.
:ترجمه تمام آنچه که من برای آن میکوشم صفاتی است که مرا شرف و بلند نامی دهد، پس چگونه مرا نکوهش میکنند و کاری که من میکنم پاکدامنی و دلاوری و صحت تدبیر و بخشش است.
ابن هانی:
ما شئت لا ما شاءت الأقدارُ، – فأحكُمْ، فانتَ الواحدُ القَهَّارا
يقول: أي شيءٍ شئتَهُ يتحقق ولا يتحقق ما تريده الأقدار فأحكم، فأنت الواحد القهار. ترجمه: هر آنچه را که تو اراده کنی تحقق پیدا میکند نه آنچه را که قضا و قدر میخواهد، پس فرمانروایی ،کن چونکه یگانه قهار تویی.
ابن فارض:
شربنا على ذكرِ الحَبيبِ مُدامَةً – سكرنا بها من قبل أن يُخلقَ الكَرْمُ
يقول: دخل حبّ الله تعالى على أفئدتنا وكنا نشواناً بذاته منذ يوم ألست. افاض الله على ألبابنا من المعرفة او من الشوق والمحبة له تعالى والحبيب هو الخالق لأنّه أحبّ أنْ يُعرف فخلق
ترجمه به یاد معشوق دیرین در این میکده دردی کشیدیم به زمانی که نه از تاک رسم و نشانی بود و از تاک نشان باغ.
ابن زیدون:
أضْحَى التنائي بديلاً مِنْ تَدَانِينَا – وَنَابَ عَنْ طِيبِ لُقيانَا تَجَافِينَا
يقول : أمسى التباعد بدليلا من التقارب و حل الجفاء مكان اللقاء الطيب.
:ترجمه فراق و جدایی جایگزین وصال گشت و جفا و بی مهری جای دیدارهای خوش را گرفت.
ابن دراج قسطلی:
ألم تعلمي أن الثواءَ هو الثوى – و أن بيوت العاجزين قبور؟
يقول: ألم تعلمي أن الاقامة في مكان هي الموتُ والهلاك و من كان عاجزا يقيم في مكان ولا يتجول و أن بيوت العاجزين تكون قبوراً لهم. ترجمه آیا نمیدانی که سکنی گزیدن در یک مکان باعث مرگ است و نمیدانی که انسانهای عاجز اگر در جای ،بمانند کوچ نخواهند کرد و نمیدانی که منزلهای عاجزان قبر است؟
هنوز بررسیای ثبت نشده است.