قصیدههای دوره اسلامی و اموی عرب یکی از اشکال شاعری مهم و معروف در ادب عربی بودهاند. این قصیدهها با ویژگیهای خاصی برخوردار بوده و موضوعات متنوعی از جمله تمجید از شخصیتهای مذهبی، تاریخی و اجتماعی، احوال و اعمال شاعر، شجاعت و افتخارات قبیلهای، انتقاد از دشمنان و حتی شعرهای عاشقانه را مورد بررسی قرار میدادند. در ادامه به ویژگیها و مضامین معمول در قصیدههای دوره اسلامی و اموی عرب اشاره میکنیم:
ما 6 نمونه از قصیدههای معروف این دوران را که شاعرانی همچون حسان، کعب بن زهیر، اخطل، دیک الجن، عمر بن ابی ربیعه و فرزدق نوشته اند گرد هم آورد ایم و برای دانلود در اختیار شما قرار داده ایم.
فرزدق:
هَذا الذي تَعرِفُ البَطْحاءُ وَطأتَهُ – والبَيْتُ يَعْرِفُهُ وَ الحِلُّ والحَرَمُ
يقول: هذا الرجل هو الذي تعرف البطحاء بأرض مكة موضع قدميه و كذلك يعرفه بيت الله کعبة و ما جاورها و ما جاوزها.
:ترجمه این همان شخص بزرگواریست که سرزمین بطحاء در مکه شریفه جای پای او را به خوبی میشناسد و خود حرم امن الهی و نیز سرزمینهای فراتر از آن آوازه و نام او را شنیده اید.
عمر بن ابی ربیعه:
أيـــنْ آل نُعْمِ أَنْتَ فادِ فَمُبْكِرُ – غداةً غَدِ أمْ رائحٌ فَمْهَجِّرُ
يقول: هل أنت من رهط عشيقتي آل نعم أنتَ الذي تقصد السفر في بكرة اليوم أو تقصد الرحيل في وقت الهاجرة إذا أشتدت الحر.
:ترجمه بگو آیا تو از دیار معشوقه من و از عشیره آنان آل) «نعم هستی که در دمدمههای صبح بار سفر را بسته است و عزم رحیل داری و یا نه در سرداری که در ظهر هنگام که خورشید به شدت تابیدن گیرد راه سفر را در پیش گیری.
دیک الجن:
صريعُ مُدامِ يَرْفَعُ الشَّرْبُ رَأْسَهُ – ليحيا، وقد ماتَتْ عظام و مفصل
يقول إنه بدا، إثر رحيلهنَّ، كمن صرعته الخمرة و ذهبت به فلم يعد يقوى على حمل هامته. وقد أخذ سائر الشاربين يرفعون رأسه لينقذوه من خَبَله و اضمحلاله، دون أن يفلحوا في ذلك بشيء. :ترجمه من در اثر کوچ آن زنان کجاوه نشین مست می زده ای را می ماندم که از مخموری تاب حمل سرخویش را نداشت و همراهانش به لطف دستان او را گرفته بودند تا قوام یابد ولی در هم شکستگی بدن و از هم پاشیدگی استخوانها چنین امکانی را نمی داد.
و … .
هنوز بررسیای ثبت نشده است.